جیهوپرفتم سمتش و چاقو رو از دستش کشیدم و گفتم چه غلطی د
جیهوپ:رفتم سمتش و چاقو رو از دستش کشیدم و گفتم :چه غلطی داشتی میکردی
ات:تو دیگه من را نمیخوای پس ولم کن
جیهو:من عاشقتم فقط اون لحظه چون خسته بود اونجوری گفتم ولی تو نباید باور میکردی
ات:پس دوسم داری
جیهوپ:نه
ات:چرا
جیهوپ:عاشقتم
میدونم بد شد :))
ات:تو دیگه من را نمیخوای پس ولم کن
جیهو:من عاشقتم فقط اون لحظه چون خسته بود اونجوری گفتم ولی تو نباید باور میکردی
ات:پس دوسم داری
جیهوپ:نه
ات:چرا
جیهوپ:عاشقتم
میدونم بد شد :))
- ۱.۳k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط