تو می روی...

تو می روی و دل ز دست می رود
مرو که با تو هر چه هست می رود


دلی شکستی و به هفت آسمان

هنوز بانگ این شکست می رود


کجا توان گریخت زین بلای عشق

که بر سر من از الست می رود


نمی خورد غم خمار عاشقان

که جام ما شکست و مست می رود


از آن فراز و این فرود غم مخور

زمانه بر بلند و پست می رود


بیا که جان سایه بی غمت مباد

وگرنه جان غم پرست می رود


شب غم تو نیز بگذرد ولی

درین میان دلی ز دست می رود

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۴)

به یاد شهدا...

نامه ای برای تو...

اشک حسرت...

ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری...

من از بیگانگان دیگر ننالمکه با من هرچه کرد آن آشنا کردحضرت ح...

1404/10/9. ۴:52min

از هزاران یک نفر اهل دل اند # ما بقی تندیسی از آب و گل اندمح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط