اشک حسرت...

درحضورت گم کرده بودم باور تنهاییم را..
وقت رفتن بی تو اما باورم شد..
قصه تنهایی دل...لحظه ویرانیم را...
ابر دل باران شد و جاری زرود دیده ام...
پشت تنهایی دل....
بغض سکوت سینه ام...
گریه کردم رفتنت را...
لحظه ها گم شد درون گریه های بیصدا...
موجی از فریاد دل در انتهای یک نگاه...
بوسه زد اشک دلم ..جای پاهای تو را...
خنده تلخ فلک پیچید در گوش خدا
در غبار رفتنت دل ماندگار جاده ای بی انتها
عاشقانه در سجود بودنت خسته و گم کرده راه...
رفتی اما رفتنت...
هرگز نشد مهمان دل در باورم
داغ عشقت در دلم
درد حسرت در نگاه هردو چشمان ترم.....
دیدگاه ها (۲)

تو می روی...

به یاد شهدا...

ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری...

به چشمانت قسم...

سرشو تکون داد: نباید چیزی از دست ناهید میخوردی!دلم ریخت: بها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط