{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست چشمانت شدم

مست چشمانت شدم
در انتهای این غزل

و گرفتار دو‌چشمت
بوده ام من از ازل
اینچنین شیدایی و عاشق
کشی حقم نبود

پس چرا بازم اسیرت
گشته ام در این غزل

🍀 🍀 🍃
دیدگاه ها (۲۹)

خداوندا به حق این شبهای عزیز به حق خط خط قرآن پاکی که در این...

اَمّن یجیبُ المُضطّراِذادعاهُ ویَکشِفُ السوءدرلحظات افطاربرا...

چه غریبانه نشستم سرراهت که بـیایی...چه غریبانه غریبانه نوشتم...

‌‌ ‌‌🍃

ای که چشمان تواز افسانه هم زیباتر استدرنبودت عاشقت از مرگ هم...

‍ جغرافیا را دوست ندارمجز یادآوری مرزها و فاصله ها هنر دیگری...

part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط