{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایش تار و

صدایش تار و
نگاهش پود
عجب نقش خیال انگیزی
در جانم می‌بافـــد او



#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۱۸)

هر چه دل من تنگ ترجای خالی ات بزرگ تر و چه بی انتهاستنبودن ا...

من از زیبا روی چون توچشم مهر ندارمکه بهر بوسه نساخته‌اندشمشی...

از حاصل عمرِ به هدر رفته ام ای دوستناراضی ام اما گله ایی از ...

چقدر خوشبختند آدم های که جایی دارند تا خستگی شان را ببرندخا...

میناکاری، رقصِ لاجوردیِ رنگ‌هاست بر تنِ فلز؛ جایی که آتش، جا...

يک لحظه نشد خيالم آزاد از تو يک روز نگشت خاطرم شاد از تو دان...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط