{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دستور زبان

در دستور زبان
جان یڪ بخش است.
آن هم فداے ‌تو....
دیدگاه ها (۲)

شب که میشود!دلتنگی اش امانم را میبرد...خیالش تا صبح در سرم م...

چشم ها را می توانبست و ... ندیدیا نخواست ...یا نگفت ...چه کن...

نماز عصر را اقتدا خواهم ڪرد بہ اذان‌ چشمانتنیت مےڪنمدو‌ رڪعت...

‏-آرزوت چیه؟ +زیر بارون بغلت کنم، تو چی؟ -بارون بباره

؛از ما جان‌هایی ماند،که امید داشتیم روزی فدای شما شود؛ان‌شاء...

پسرهام فدای پسرهات حسین(ع) جان...بیا راهی‌شون کن، تو از زیر ...

شاید نوبت تو،همین امروز باشد…گاهے فقط یڪ اثر ڪافی‌ست ،یڪ شعر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط