{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دستور زبان

در دستور زبان
جان یڪ بخش است.
آن هم فداے ‌تو....
دیدگاه ها (۲)

شب که میشود!دلتنگی اش امانم را میبرد...خیالش تا صبح در سرم م...

چشم ها را می توانبست و ... ندیدیا نخواست ...یا نگفت ...چه کن...

نماز عصر را اقتدا خواهم ڪرد بہ اذان‌ چشمانتنیت مےڪنمدو‌ رڪعت...

‏-آرزوت چیه؟ +زیر بارون بغلت کنم، تو چی؟ -بارون بباره

؛از ما جان‌هایی ماند،که امید داشتیم روزی فدای شما شود؛ان‌شاء...

من از تو جان گرفته ام ،کنم فدای تو ..

_جان عالم به فدای دل بابایی تو . . ❤️‍🩹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط