{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم بر این تکرار در ت

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم ....بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم ....بدنبال خودم چون گردبادی خسته ی گردم
ولی ازخویش جز گرمی به دامانی نمیبینم
چه بر ما رفته است عمر ?
ای یاقوت بی قیمت !
که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم .
زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم?
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم .....
خدایا عشق,
درمانی به غیر از مرگ می خواهد ....
که من می میرم از این دردوووو
درمانی نمی بینم ....
دیدگاه ها (۴)

دلم اگر چه برایت عجیب دلتنگ استهمیشه و همه جا، آسمان همین رن...

گفتا که می بوسم تو را،گفتم تمنا میکنمگفتا اگر بیند کسی،گفتم ...

روزی می رسد که خواهی فهمید یک زن ، هر چقدر هم عاشق باشد؛ هر ...

من از نهایت شب حرف میزنممن از نهایت تاریکیو از نهایت شب حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط