{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش و آب و آبرو با هم.هر سه گشتند. در سفر. همراه.عهد کردن

آتش و آب و آبرو با هم.هر سه گشتند. در سفر. همراه.عهد کردند. هر يکى گم شد. با نشانى ز خود. شود پيدا. گفت آتش. به هر کجا دود است. ميتوان يافتن. مرا آنجا. آب گفتا. نشان من پيداست. هر کجا باغ هست و سبزه بيا. آبرو رفت و گوشه اى بگرفت. گريه سر داد. گريه اى جانکاه. آتش آن حال ديد و حيران شد. آب. در لرزه شد. ز سر تا پا. گفتش آتش. که گريه ى تو ز چيست ؟آب گفتا. بگو نشانه   چو ماآبرو لحظه اى به خويش آمدديدگان پاک کرد و کرد نگاهگفت. محکم مرا نگه داريدگر شوم گُم نميشوم  پيدا✍رهی معیری
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط