{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part7
( هفته بعد)
به سمت فرودگاه راه افتادیم و باران شروع به باریدن کرد انگار آسمون حالش مثل من بد بود و چون که میخواستم توی دانشگاه درس بخونم خوابگاه گرفته بودم یعنی تنها نبودم و با همسن سال های خودم توی یک اتاق بودم پروازم به سمت ترکیه بود و بعدش چین و کره و این من را خسته می‌کرد با گریه از خانواده ام جدا شدم
کنار شیشه هواپیما نشستم
..............
هواپیما روی زمین نشست و به سمت فرودگاه رفتیم یدونه اتاق گرفتم( توی فرودگاه ها یه اتاق های وجود داره میتونید بگیرید و استراحت کنید )
ساعت ۴ پرواز به کشور چین بود پس مقداری خوراکی خوردم و خوابیدم

.........‌‌‌.......
به به بلخره تونستم بیام کشور رویاهام تاکسی گرفتم سمت دانشگاه رفتم
هانا: ببخشید خانم دفتر دانشگاه کجاست؟( نمیدونستم چی بگم به روم نیارید🤣🥲)
خانم: طبقه بالا سمت چپ
هانا: مرسی خانم
به سمت دفتر رفتم
هانا: سلام من برای گرفتن کلید اتاق خوابگاه اومدم
خانم: اسمت چیه ؟
هانا : هانا هستم و فامیلم......
خانم: خیلی خوب اتاق ۴۵ ساختمان بغلی اینم کلید اتاقت
هانا: خیلی ممنونم خانم
به سمت ساختمون بغلی رفتم و اتاقم پیدا کردم و در را آروم باز کردم که با ۶ تا چشم مواجه شدم
هانا: سلام من دانشجو جدیدم
دختره: شنیده بودم یک دانشجو قراره بیاد ولی نمیدونستم بیای توی اتاق ما خوب خوش اومدی من ایروهام( کمبود اسم مجبوریم اسم ایدل هارا بزاریم)
اینم لیسو و لیسان دوقلو ن
هانا: خوشوقتم منم هانا تختم طبقه بالاست؟
ایر وها: آره اگر خواستی جات با من عوض کن
هانا: نه مشکلی ندارم
وسیله هام را چیدم و ای جونگسو یادم رفته بود
🎀سلام جونگسویی من الان کره ام💕 یک عکس از خودم گرفتم و ارسال کردم نمیدونم چرا ولی چند روزه جونگسو بهم بی محلی میکنه ولی خوب اشکال نداره خدا اصلا یادم رفته بود آلبوم جدید بی تی اس پری سیو کنم زود پری سیو کردم و خوابیدم
کامنت ۱۱
لایک ۱۴
دیدگاه ها (۱۴)

Part 5سال جدید بود و بیشتر بیمار ها خانواده ها به خانه می‌بر...

سال جدید بهتون تبریک میگم قشنگام 💕🥲

Part6بلخره میزم را پیدا کردم و نشستم یکم استرس داشتم ولی من...

شرط هارا برسونید تا پارت دو تا فیک بزارم

Part3از خواب نازم بلند شدم هوا خیلی سرد بود ومن حال رفتن به...

MY DADDY...............................P⁵بعد کلی حرف زدن رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط