{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چگونه فکر می‌کنی پنهانی و به چشم نمی‌آیی؟

چگونه فکر می‌کنی پنهانی و به چشم نمی‌آیی؟
تو که قطره‌ی بارانی بر پیراهنم،
دکمه‌ی طلایی بر آستینم،
کتابی کوچکی در دستانم،
و زخم کهنه‌ای بر گوشه‌ی لبم
مردم از عطر لباسم می‌فهمند
که معشوقم تویی
از عطر تنم می‌فهمند که با من بوده‌ای
از بازوی به خواب رفته‌ام می‌فهمند
که زیر سر تو بوده است...

🍃🌸
نزار قبانی
#پست_جدید #خاصترین #تکست_خاص #تکست_ناب #تنهایی
دیدگاه ها (۶)

‌‌راستی هیچ می‌دانی من در غیبت پر سوال توچقدر ترانه سرودمچقد...

#پست_جدید #خاصترین

در شب کوچک من، دلهره‌ی ویرانی ست گوش کن وزش ظلمت را می‌شنوی ...

#پست_جدید #خاصترین #تکست_خاص #عاشقانه #عشق #تکست_ناب #تنهایی

منو از یاد نبر.....

«سایه های خونی» part2/،،، میرا:آخخخ..... افتادم روی زمینلبم ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط