{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل من با که نشستی که مرا یادت رفت

گل من با که نشستی که مرا یادت رفت

از نگاهم چه سبب فرصت دیدارت رفت

چه کسی بود در اندیشه ات ای مونس جان

که سحرگاه چنین خفته و بیدارت رفت

به کجا بود تو را زمزمه ای خوشتر از عشق

کاین چنین ساده تو را خاطر دلدارت رفت

از غمت سینه کجا چاک نموده ست کسی

تا که این دلشده از دیده بیمارت رفت

گرمی دست که دلگرمی شبهایت گشت

تب عشق چه کسی بر رخ تبدارت رفت

هوس روی که بوده ست که دلخواهت کرد

اشک هجران که بر دیده خونبارت رفت
دیدگاه ها (۲)

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

می‌پرسند:مجـــــــــــــــــــردی، یا متأهــــــــــــــــــ...

ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ...

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار یک عاشـق و دیـوانه و بیمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط