زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟
زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟
<ولی از خویشتن جز گردی به دامانی نمی بینم
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
<بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم
به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
چه بر ما رفته است ای عمر ؟ ای یاقوت بی قیمت !
< که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم
خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
<که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم
<که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
<ولی از خویشتن جز گردی به دامانی نمی بینم
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
<بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم
به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
چه بر ما رفته است ای عمر ؟ ای یاقوت بی قیمت !
< که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم
خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
<که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم
<که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
- ۳.۴k
- ۱۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط