{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی برات قلدری میکرد ولی

وقتی برات قلدری میکرد ولی...

قدم هاتو به سمت مدرسه برداشتی‌ خسته بودی از رفتن به اون مدرسه و به فکر انتقالی گرفتن بودی
دلیلش هم فقط یه نفر بود "لی فلیکس" وقتی وارد کلاس شدی فلیکس رو دیدی که میز بغلیت نشسته و با پوزخند داره نگاهت میکنه
اون آروم نشسته بود
ولی شاید یه ارامش قبل طوفان.
جرعتی نداشتی که شکایت کنی ازش پس تصمیم گرفتی بدون هیچ حرفی‌اونجا بشینی.
قدم هاتو با تردید به سمت میزت برداشتی کمی بغضت گرفته بود..هنوز جای زخم های کتک قبلی فلیکس روی بدنت مونده بود!
وقتی خواستی بشینی فلیکس با صدای بم و همچنان لحن مسخره کردن بلند گفت
"میبینم که اینجایی ا/ت چرا از این مدرسه نمیری؟"‌*پوزخندی زد و منتظر جوابت موند
تو ترجیح دادی سکوت کنی چون میدونستی هرچی بگی فلیکس عصبی میشه
بهت خیره شد و لب زد
"زنگ بعدی پشت بوم میبینمت کوچولو!"
از میز‌ بغلیت پاشد و رفت ته کلاس سر جاش نشست
همون لحظه معلم اومد و شروع کرد به تدریس همه حواسشون به درس بود ولی یه چیزی اینجا فرق داشت. اینکه فلیکس کل کلاس رو بهت زل زده بود و تو با افکارت درباره ی فلیکس درگیر بودی!
این که قراره تو پشت بوم مدرسه چیکار کنه.
قلدری یا چیز دیگه ای؟
یعنی چه اتفاقی برات میفته..؟

امیدوارمم خوشتون بیاد پس از مدتی شروع کردمم به نوشتن و راستش این پارت رو خراب کردم💞🤏🏻
دیدگاه ها (۶)

زیر این پست درخواستی هاتون رو بگید بنويسم😍💔

سلااام من هارینم و تو پیجم قراره چند پارتی و تک پارتی از هر ...

وقتی برات قلدری می‌کرد ولی … درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط