{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی برات قلدری میکرد ولی

وقتی برات قلدری میکرد ولی....
P2
تصمیم گرفتی بری پشت بوم یعنی یکی از بزرگترین ریسک های زندگیت!
قدم هاتو به سمت پله ها برداشتی
یک طبقه،دو طبقه،سه طبقه..و پشت بوم
مغزت بهت میگفت نرو ولی قلبت..
پس تصمیم گرفتی به قلبت گوش بدم
در رو باز کردی فلیکس رو درحالی که یه سیگار تو دستش بود دیدی
کام عمیقی از سیگار گرفت و اون رو رها کرد،
اومد سمتت پوزخند خاصی تو نگاهش بود زیر لب گفت
"پس تو از من میترسی؟!"
جوری که اگه کسی اطرافتون بود حرف فلیکس رو نمیشنید و فقط خودت و خودش میشنیدید
با استرس لب زدی؛
"ن...نه"
پوزخندی زد و به سمتت اومد و تو بین دیوار و هیکل فلیکس گیر کرده بودی
با صدای پوزخند داری بهت گفت " خانم کوچولو میدونی که من از دروغ خوشم نمیاد مگه نه؟پس عواقب دروغ اینکه از من نمیترسی رو ببین"
اون روز تو رو به بی رحمانه ترین حالت کتک زد
ولی یه چیزی فرق داشت اینکه بعد از کتک زدن تو برعکس همیشه به خودش فحش داد
این چی بود؟! یه اتفاق یهویی یا جرقه ای برای فصل جدید زندگی؟؟

خبب من از اینترنتم صد مگ مونده و ممکنه تا شنبه نباشمم تمام تلاشمو میکنم امروز این چند پارتی رو تموم کنمم امیدوارم خوشتون بیاد🤠🎀
دیدگاه ها (۶)

وقتی برات قلدری میکرد ولی...P3فلیکس اون مکان رو ترک کرد و تو...

وقتی بابات تورو توی قمار باخت..P1تو وقتی به دنیا اومدی مامان...

وقتی برات قلدری میکرد ولی...قدم هاتو به سمت مدرسه برداشتی‌ خ...

زیر این پست درخواستی هاتون رو بگید بنويسم😺💋

تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط