{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردلم شادو دل آزاده و خندان بودم

دردلم شادو دل آزاده و خندان بودم
دوش،وقتی که به دیدار توچندان بودم

همره مادر خود رد شدی از کوچه ی ما
ومن آن موقع سر کوچه کماکان بودم

لحظه ای بر من آشفته نگاهت افتاد
دیدی حتما که چه حد واله وحیران بودم

مات ومبهوت تو و بوی توبودم ای جان
مثل این بود که در باغ وگلستان بودم

رد شدی همره خود قلب مرا هم بردی
چه شبی بود و چه از شوق فراوان بودم

آنشب از یاد تو در زیر لحافم پنهان
تاخود صبح ندانم ز چه گریان بودم

گاه ازشوق وصال تو دوچشمم جاری
گاه از ترس فراق تو پریشان بودم
دیدگاه ها (۱)

معنی فاصله ها چیست برایم بنویسدرد این واژه سرا چیست برایم بن...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهر نفست هم نفست، هیچ کسی ن...

تو ای زیبا پری ،جانا،که عطرت کرد مدهوشمبه من گفتی بمان،ماندم...

‌ حـرف بــزن...صدایت را دوست دارمبگو...فقط بگوچــه فـــرق دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط