گاهی غرور، زخمی و بازیچه می شود
گاهی غرور، زخمی و بازیچه می شود
گاهی بدون این که بفهمی چه می شود-
می بینی یک غریبه عزیزت شده عزیز
لبخند یک نفر همه چیزت شده عزیز
می بینی یک نفر همه ی هستی ات شده
تنهای عصای دوره ی بی دستی ات شده
این دوره را به عقد ثریا نمی دهی
یک جفت چشم را به دو دنیا نمی دهی
با خنده هاش خستگی ات خواب می شود
او آب می خورد، تو دلت آب می شود
خواهش زیاد می کنی اما چقدر سخت
باز اعتماد می کنی اما چقدر سخت
وقتی تویی و غربت و تقدیر و دست باد
تنها پناه، حس غم انگیز اعتماد
پیشش غرور غمزده را دار می زنی
پیشش برهنه می شوی و زار می زنی
با او از انتهای دلت حرف می زنی
از عمق عقده های دلت حرف می زنی
بیچاره می کنند تو را اضطراب ها
تکرارمی شوند فریب سراب ها
این بار هم تو ساده و یک دست می روی
این بار هم چه ساده تو از دست می روی
این بار هم تویی و تمنا و دست رد
در نرد عشق، باز تو و تاس بی عدد
در پیشگاه عقل چرا خم نمی شوی؟
ای دل چه مرگت است که آدم نمی شوی؟
گاهی بدون این که بفهمی چه می شود-
می بینی یک غریبه عزیزت شده عزیز
لبخند یک نفر همه چیزت شده عزیز
می بینی یک نفر همه ی هستی ات شده
تنهای عصای دوره ی بی دستی ات شده
این دوره را به عقد ثریا نمی دهی
یک جفت چشم را به دو دنیا نمی دهی
با خنده هاش خستگی ات خواب می شود
او آب می خورد، تو دلت آب می شود
خواهش زیاد می کنی اما چقدر سخت
باز اعتماد می کنی اما چقدر سخت
وقتی تویی و غربت و تقدیر و دست باد
تنها پناه، حس غم انگیز اعتماد
پیشش غرور غمزده را دار می زنی
پیشش برهنه می شوی و زار می زنی
با او از انتهای دلت حرف می زنی
از عمق عقده های دلت حرف می زنی
بیچاره می کنند تو را اضطراب ها
تکرارمی شوند فریب سراب ها
این بار هم تو ساده و یک دست می روی
این بار هم چه ساده تو از دست می روی
این بار هم تویی و تمنا و دست رد
در نرد عشق، باز تو و تاس بی عدد
در پیشگاه عقل چرا خم نمی شوی؟
ای دل چه مرگت است که آدم نمی شوی؟
- ۶.۸k
- ۲۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط