{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره یه جا نشسته

دختره یه جا نشسته
گریه میکنه
زاری میکنه
قلبش شکسته
درست نمیشه
مامانش باهاش
دعوا میکنه
بابام اونو
ضایع میکنه
حالا دیگه اون
تو خونه خودش
آرامش نداره
زندگیش شده
اتاق لعنتی
همه اهنگاش
تموم رقصاش
ارزش نداره
فقد عروسک
دوسش میداره
اون ناراحته
اما کسی نیست
دلداریش بده
پتو بالشش
شده خیس آب
اون یادش میاد
همه حرفا تموم فوش ها
مامانش میگه
ایکاش بمیری
باباشم میگه
تویه هرزه ای
دختر شکسته
اشکی نداره
برای ریختن
اون نمیتونه
میخواد بمیره
ولی نمیشه
چون نمیتونه
اون خیلی خسته اس
از زندگیش
فقط آهنگاش
نجاتش میدن
لبخند میزنه
دیوونه شده
تحمل نداره
زندگیش تباهه
حس میکنه که
یه اضافیه
این حس لعنتیش
ول کنش نیست
حس میکنه که
اونو تویه جوب
پیداش کردن
اونو به فرزندی
قبولش کردن

شعری که گفته بودم✨میدونم کسشعره ولی خب💔😍
دیدگاه ها (۰)

یه شعر نوشتوم😅بزارمش؟؟؟

https://wisgoon.com/maryam.moradi19877بانو فالو بشه🌚✨

پارت ۳( خانوما ) غلط دیکته دیدید معذرت

رمان( باغ متروک)پارت3وقتی وارد باغ میشن خبری از آدمہ دیگہ ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط