{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برق چشمان تو یک جور دگر می گیرد

برق چشمان تو یک جور دگر می گیرد
آتش عشق تو در هیزم تر می گیرد
.
هستی اش را نکند یک سره بر باد دهی
بی سبب نیست برایت گل سر می گیرد
.
نه فقط من به تو دلتنگ ،که در باغچه هم
لاله از داغ تو دندان به جگر می گیرد
.
حکمت روشن این پلک زدن ها این است:
تیغ ابرو بکشی ، چشم سپر می گیرد
.
مو پریشان نکنی کاش که در فلسفه هم
بحث ها بر سر گیسوی تو در می گیرد
.
لااقل با غزلی تازه دلم را خوش کن
"ماه کی از دل این برکه خبر می گیرد"
دیدگاه ها (۵)

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

من به بند تو اسیرم تو زمن بی خبری؟آفرین! معرفت این است که ز ...

ﻧﺎﺯ ﮐــﻦ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻏــــــﺮﻕ ﺗﻤﻨــﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡﺗﺎ ﻗﯿـــــﺎﻣﺖ ﺷــ...

ای نگاهت داده دستم انتخاب شاعریدر تمام شعرهایم بی‌مهابا ظاهر...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

. شعرخوانی طوفانی و حماسی جناب محمد رسولی در مصلای تهران برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط