{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه از خورشید پرسید:(چرا تو روشنایی ات بیشتر از من است؟)

ماه از خورشید پرسید:(چرا تو روشنایی ات بیشتر از من است؟)
خورشید گفت نمیدانم تنها کسی که میداند خدا است!
از آن به بعد ماه سکوت کرد و همه ماه را محکوم به سکوت میدانستند چرا که خورشید برای دیگران مفید بود و هیچکس از روشنایی نمیترسد اما از تاریکی میترسد و ماه هست تا دیگران فقط بتوانند کارشان را در شب انجام دهند
و هیچکس قدر تاریکی را ندانست
و از زیبایی های ماه نگفت
دیدگاه ها (۹)

شاید بعضی ها خواستنشون الکی باشه ولی با اخلاق نشونت میدن که ...

پیمانی فراتر از زمان ✨🌙☀️سناریو:در روزگاران دور، زمانی که جه...

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾ℓ𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1𝒫𝒶𝓇𝓉:12<< 3 ماه بعد >>بارون‌های پای...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط