ماه از خورشید پرسید:(چرا تو روشنایی ات بیشتر از من است؟)
ماه از خورشید پرسید:(چرا تو روشنایی ات بیشتر از من است؟)
خورشید گفت نمیدانم تنها کسی که میداند خدا است!
از آن به بعد ماه سکوت کرد و همه ماه را محکوم به سکوت میدانستند چرا که خورشید برای دیگران مفید بود و هیچکس از روشنایی نمیترسد اما از تاریکی میترسد و ماه هست تا دیگران فقط بتوانند کارشان را در شب انجام دهند
و هیچکس قدر تاریکی را ندانست
و از زیبایی های ماه نگفت
خورشید گفت نمیدانم تنها کسی که میداند خدا است!
از آن به بعد ماه سکوت کرد و همه ماه را محکوم به سکوت میدانستند چرا که خورشید برای دیگران مفید بود و هیچکس از روشنایی نمیترسد اما از تاریکی میترسد و ماه هست تا دیگران فقط بتوانند کارشان را در شب انجام دهند
و هیچکس قدر تاریکی را ندانست
و از زیبایی های ماه نگفت
- ۳.۰k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط