{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا نبارد باران

تا نبارد باران
این دل بی سامان
قصه غصه دردش نیاید به زبان
پس ببار ای باران
به قدر لحظه ای هم
نگیری آرام
تاکه این درد فرو رفته
گشاید راهی
حاصلش هم
شعرکی خیس و
دلی عاشق و
بغضی بی قرار
وه در این مهمانی
درجمع من و یک عمر پریشانی
جای تو خالیست
همنوا با دل من
آسمان بارانیست
وای برما اگر
صاف گردد آسمان
ونیاید باران #شهزاد
دیدگاه ها (۴)

اگر زردی نگیرد برگاگر عشقی نگیرد داغکجا ، کی می شود گلگونشقا...

خانه ویران و بدلحسرت مهمان دارمدیده دریا و دلی تشنه ی طوفان ...

واژه ی تب دار زتو کام یافتخواجه شیراز زتو نام یافتشهد تو در ...

سرخ ترین لاله ی عاشق شدنسبزترین فرصت فارغ شدنمونس شبهای فرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط