{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک ددی من P

فیک :ددی من P:2
فلش به بعد غذا:
ویو جنا :
غدا خوردیم که جنگکوک گفت:
_جنا من میرم توی اتاق تو هم میزو جمع کن و بیا
+چقدر تو پرو هستی
_خودم میدونم
+پسره ی از خود راضی
ویو نویسنده:
جنگکوک یک نگاهی به جنا میکنه و نیشخند میزنه و میره
ویو جنا :
پسره پرو فکر کرده کیه که به من دستور میده
فلش به بعد از جمع کردن میز و شستن ظرف ها :
+همینجوری درحال غر زدن بودم که دیدم ظرفا تموم شد.
رفتم توی اتاقم لباسامو عوض کردم و بدو در زدن رفتم توی اتاق جنگکوک
_در زدن بلد نیستی نه
+نه
_خیلی پرو هستی
+تو بیشتر
_باشه کمتر غر بزن بیا بخواب
راستی فردا مادربزرگ داره میاد گفته کاره مهمی داره
+باشه (ناراحت)
_ناراحت نباش دیگه مادربزرگو که میشناسی فقط بلده تنه بزنه خودتو ناراحت نکن من حواسم بهت هست .
+مرسی(خوشحال)
ویو نویسنده:جنا چرخید سمت جنگکوک و همدیگه رو بغل کردن و خوابید
(*نکته بچها جنگکوک فقط با شلوارک خواببده و هیچی تنش‌ نيست عکس لباس خواب جنا رو هم میزارم)
فلش به فردا صبح :
ادامه پارت بعدی
شرطا
لایک ۲۰. کامنت ۲۰ .بازنشر ۱۰(علامت کنار ذخیره)
بچها ببخشید کم شد آخه گوشیم ۱ درصده ولی اگه وقتی بیام ببینم خوب حمایت کردید ۲ تا پارت دیگه هم میزان چون تا پارت ۱۰ نوشتم ♡
دیدگاه ها (۳)

😭😭بچها بنظرتون از من بدبخت تر هست یانه ؟ما برای یکشنبه ویلا ...

وایییی ببینید ۳۵ نفر فالو خیلی خوشحال شدم

فیک :ددی من P:1ویو نویسنده:خوب دوستان دا...

چهر افراد داخل فیک چهر اعضا رو نذاشتم چون نیازی نبود میشناسی...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 23ته : رسیدیم پیاده شید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط