{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاروان آمد و دلخواه، به همراهش نیست

کاروان آمد و دلخواه، به همراهش نیست
با دل این قصـه نگویم که به دلخواهش نیست

کاروان آمــد و از یوسفِ من نیـست خبر
این چه راهی‌ست که بیرون شدن از چاهش نیست..؟

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتن یعنی این که:محبت کنی حتی اگر تحقیر شویبزرگی کنی ح...

تعصبغیرتحسادت من نامش را عشق میگذارمودلگیرمیشوم ازبعضی آدمها...

پرسه در کوی غزل بی تو عجب دلگیر است دلم از رهگذرانش ، ز غروب...

نداشتنت حرفی استڪه باهیچ واژه ای معنا نمیشود!نازنینم تو رفتی...

عشق رازی‌ست که خورشید به بارانش گفتنیز رمزی که شقایق به گلست...

#دلنوشته در عمـق عـمیق دریا.. ساحـلــت کـه با ناز میـرقصـد.....

گاهی هر چقدر چشم می‌اندازی، هیچ راهی برای رسیدن به عشق نمی‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط