{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز پیشت می روم

ز پیشت می روم
با آزر و زاری ندیدم
یار خود را در دیاری
آی
بریخته کل غم ها بر سر من
که اشک چشم من می ریخت
تجاری🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

ما یار نداریم غم خوار نداریمما یار بجز خالق جبار نداریم ما ش...

به قول یارو دل یار شبیه سر زمینه و تصاحب کردن سر زمین امزورک...

یکی یکدانه ام گل می شناسم من لوله ام قلم پر می شناسم منم سود...

چادر به سر افتاده سودای وطن شدتا دمی کهن شداز حرف چه حاصل که...

✍🏼چشم‌هایش،حوضچه‌ای از اشک،پر می‌شود از باران.‌باران،می‌شورد...

#شعر_قدیمی ✨بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدمدر من نگر در م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط