من موندم وکمی تنهایی و توموندی عمری رسوایی و یک راه بی ان
من موندم وکمی تنهایی و توموندی عمری رسوایی و یک راه بی انتها
یک عالم گله و خدایی بی ادعا
گم شده میان دیروز و فردا
تا تو را یافتم.. با من خودت را یافتی
صدای متن در گوشمان پیچید
نگاهم در چشمانت نقش بر بست
نشان دادی به من آنچه بودی
آری، با تو رسیدم من به اوج خودم
نامم را خواندی.. گفتم بارانم
بارانی شد دل و چشمانت
آری ابر بارانی شدم تا ببارانم
اما ای کاش بدانی در آسمان تو
نه معنا دارد باران
نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان
ای که شبیه تر از خود ؛ خودی
میدانم تا آخرعمر با سایه ها هم قدمی
/ سعید
یک عالم گله و خدایی بی ادعا
گم شده میان دیروز و فردا
تا تو را یافتم.. با من خودت را یافتی
صدای متن در گوشمان پیچید
نگاهم در چشمانت نقش بر بست
نشان دادی به من آنچه بودی
آری، با تو رسیدم من به اوج خودم
نامم را خواندی.. گفتم بارانم
بارانی شد دل و چشمانت
آری ابر بارانی شدم تا ببارانم
اما ای کاش بدانی در آسمان تو
نه معنا دارد باران
نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان
ای که شبیه تر از خود ؛ خودی
میدانم تا آخرعمر با سایه ها هم قدمی
/ سعید
- ۷۸۲
- ۲۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط