{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تمام دلتنگیها...

از تمام دلتنگیها...

اشکها...

شکایتها...

که بگذریم...

باید اعتراف کنم...

مادرم که میخنـــدد...

خوشبختــــــــــــــــــم...!!!
دیدگاه ها (۳)

نشنیدی که دلم گفت بمان ایست نرو...به خدا قدرت خداحافظی ات نی...

⭐شــــــب چــه حـکـــــایــــــت قــشـنـگـیـســت…⭐آدم را واد...

وقتی مهربانیت از دور...اینقدر نزدیک است...حس میکنم...جغـــــ...

من بودم...تو...و یک عالمه حرف…!و ترازویی که سهم تو را از شعر...

پارت سوم معرفی دختر مهتاب: هیچ کس نمیدونست مادرم اون زمان با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط