پارت سوم معرفی دختر مهتاب:
پارت سوم معرفی دختر مهتاب:
هیچ کس نمیدونست مادرم اون زمان باداره
و اون الان اینجا روی ماه زندانی شده 🤰🏻
تا که بزرگتر شدم و برخلاف هشدار های مادرم در مورد اون هاله های نورانی نقره ای پشت چشمام که نزدیکشون نشم اما کنجکاو شدم و به نوری که در ذهنم میدرخشید نزدیک تر شدم 🌟🐚
نمیدونستم با این کارم هم خودم و مادرم رو به خطر انداختم اما دیر شده چون امپراطوری افلاک وجود من رو حس کرده بود و فهمیده بود مادرم روی ماه تنها نیست🌚🍃
من باید فرار کنم باید جایی برم که هیچ کس از وجود من خبر نداشته باشه وگرنه مادرم تا ابد اینجا زندانی میشه
من باید جادو رو به دست بیارم و مادرم رو نجات بدم اما چطور؟؟؟
#کتاب #کتابخوان
هیچ کس نمیدونست مادرم اون زمان باداره
و اون الان اینجا روی ماه زندانی شده 🤰🏻
تا که بزرگتر شدم و برخلاف هشدار های مادرم در مورد اون هاله های نورانی نقره ای پشت چشمام که نزدیکشون نشم اما کنجکاو شدم و به نوری که در ذهنم میدرخشید نزدیک تر شدم 🌟🐚
نمیدونستم با این کارم هم خودم و مادرم رو به خطر انداختم اما دیر شده چون امپراطوری افلاک وجود من رو حس کرده بود و فهمیده بود مادرم روی ماه تنها نیست🌚🍃
من باید فرار کنم باید جایی برم که هیچ کس از وجود من خبر نداشته باشه وگرنه مادرم تا ابد اینجا زندانی میشه
من باید جادو رو به دست بیارم و مادرم رو نجات بدم اما چطور؟؟؟
#کتاب #کتابخوان
- ۱۵۶
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط