{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلمم قهر نکن قول که از غصه نگم

قلمم قهر نکن قول که از غُصه نگم
چند کلامی بگویم دگر از قِصه نگم

نه ز مظلوم بگویم نه من از ریشه ی ظلم
دگر از قناری و طوطی پر بسته نگم

کوفقیر؟میانمان نیست مگر اصلا هست؟
سرشب سفره تهی حرف از این دسته نگم

کودکانی که خوشحال پدر آمده است
دست پر پینه کمر خم پدری ، خسته نگم

گوشه ی چادر مادری چرا نم دار است؟
اشک تا صبح چقدر صورت او شسته نگم

دختران دم بختی ز جهازیه به دور
در بروی خواستگاری که دَر بسته نگم

قلمم عفو که شد سنگ صبور خارج از عهد
قلمم قول دگر قِصه ی پر غُصه نگم
دیدگاه ها (۳)

ابروانت را شبیه تیغ خنجر کرده ایگیسوانت را به روی شانه لنگر ...

باز در رویای خود معشوقه ام را ساختممثل نقاشی به رنگ آمیزی اش...

ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻫﺎﻣﯿﮑﻨﺪ دل،ﮔﺮﭼﻪ ﻣﯿﺪاﻧﺪ ﮐﻪ ﻏﻢﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ازبراﯾﺶ ﻧﻮﺣﻪ ﺧﻮا...

ڪاش‌بودی‌تادلـم‌تنھانبودتااسیرغصه‌ی‌فردانبودڪاش‌بودی‌تابرای‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط