پارت اول
پارت اول
امروز ساعت ۱۱ بیدار شدم آمده شدم برم مدرسه سرویسم یکم دیر کرد، رسیدم مدرسه رفتم کلاس دیدم بچه ها دارن درس و واسه ی امتحان حفظ میکنن منم رفتم نشستم.
خانم اومد شروع کرد به درس دادن، زنگ خورد و دیدم دوستم یعنی دینا و آنیسا باهم بازی چارلی چارلی می کنن منم رفتم گفتم......
منتظر پارت ۲ باشید.
این داستان بر اساس واقعی واسه ی خودم افتاده💀😓
امروز ساعت ۱۱ بیدار شدم آمده شدم برم مدرسه سرویسم یکم دیر کرد، رسیدم مدرسه رفتم کلاس دیدم بچه ها دارن درس و واسه ی امتحان حفظ میکنن منم رفتم نشستم.
خانم اومد شروع کرد به درس دادن، زنگ خورد و دیدم دوستم یعنی دینا و آنیسا باهم بازی چارلی چارلی می کنن منم رفتم گفتم......
منتظر پارت ۲ باشید.
این داستان بر اساس واقعی واسه ی خودم افتاده💀😓
- ۵.۵k
- ۲۵ آذر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط