{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﯾﺎﺩ ﻫﺮ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ

ﯾﺎﺩ ﻫﺮ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ
ﻭ ﺗﺠﺴﻢ ﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﺖ
ﺁﺗﺶ ﺣﺴﺮﺗﯽ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ
ﺯﺑﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺗﺎ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻗﻠﺐ ﺭﻧﺞ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺍﺷﮏ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ
ﺣﺴﺮﺕ ﺑﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺧﻨﺠﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ
ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺩ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ،ﻗﻠﺒﻢ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺩﺭ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﺗﻮ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ
ﮐﺎﺵ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯼ
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﭙﻢ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﺛﺎﻧﯿﻪ
دیدگاه ها (۲)

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ز...

به امید دیدنت خدا خداخواهم کردخواب و بیدار تو را بازصدا خواه...

ﺍﻱ ﺳﻜﻮﺗﺖ ﻣﺜﻨﻮﻱ ﺧﻮﺍﻥ ﺷﺐ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺍﻡﺍﻱ ﺩﻟﻴﻞ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﻫﺎﻱ ﻋﻠﺖ ﺭﺳﻮﺍﻳﻲ...

بازیچه ی دست هیچ نگاهی نمی شوم غیر از تو دلسپرده ی ماهی نمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط