{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیچه ی دست هیچ نگاهی نمی شوم 

بازیچه ی دست هیچ نگاهی نمی شوم 
غیر از تو دلسپرده ی ماهی نمی شوم 
مهتاب من تو که باشی تمام عمر 
دلبسته ی کلاغ سیاهی نمی شوم 
هر شب کنار جاده ، دلم بی قرار توست
با تو اسیر هیچ کلاهی نمی شوم 
کوهم تویی فقط به خودت تکیه می کنم
با تو رواق حسرت آهی نمی شوم 
دستم بگیر دست تو نرمای زندگیست 
بی روی تو کبوتر چاهی نمی شوم 
هر شب بتاب روی تنم ، درد می کنم 
من مرتکب به هیچ گناهی نمی شوم
دیدگاه ها (۱)

ﺍﻱ ﺳﻜﻮﺗﺖ ﻣﺜﻨﻮﻱ ﺧﻮﺍﻥ ﺷﺐ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺍﻡﺍﻱ ﺩﻟﻴﻞ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﻫﺎﻱ ﻋﻠﺖ ﺭﺳﻮﺍﻳﻲ...

ﯾﺎﺩ ﻫﺮ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕﻭ ﺗﺠﺴﻢ ﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﺖﺁﺗﺶ ﺣﺴﺮﺗﯽ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﺪﺯﺑﺎﻧﻪ...

شنیده ام که تو عکس شکسته می کشی با رنگاگر حقیقت است بیا من ش...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی راکرده ای چون...

☆پارت ۹☆☆ستاره‌ای در شب ☆با داد و فریاد ساعت ۵ نیم صبح گفت ج...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط