{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گداهه اومده بود در خونمون

گداهه اومده بود در خونمون
رفتم درو باز کردم پول بهش بدم
میگه پول نمیخام بهم برنج بده
یه کاسه برنج واسش بردم میگه همین!!؟
گفتم نه اینو واسه نمونه دادم پخت کنی
اگه پختش خوب شد بیای یه کیسشو بهت بدم ...
دیدگاه ها (۸)

:-(

من که عاشقشم ...

ﺻﺒﺢ ﺍﻣﺮﻭﺯﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺏ ،ﯾﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﻢ... ﻧ...

همین الان

پارت ۱۳۸رزت : تو هم حس خوبی نداری؟ کیان : اوهوم.... ولی تا ج...

دینا گفت من هر شب دچار فلج خواب میشم و عنکبوت های خونه مادر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط