{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گداهه اومده بود در خونمون

گداهه اومده بود در خونمون
رفتم درو باز کردم پول بهش بدم
میگه پول نمیخام بهم برنج بده
یه کاسه برنج واسش بردم میگه همین!!؟
گفتم نه اینو واسه نمونه دادم پخت کنی
اگه پختش خوب شد بیای یه کیسشو بهت بدم ...
دیدگاه ها (۸)

:-(

من که عاشقشم ...

ﺻﺒﺢ ﺍﻣﺮﻭﺯﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺏ ،ﯾﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﻢ... ﻧ...

همین الان

my love part 81

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

#رمان:نگاه_ممنوعهPart:1(به زبان.نیلوفر)چمدان قدیمیم را در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط