پارت ۱

پارت ۱


☆:وای فردا چند شنبسسس..
بدبخت شدم فردا دوشنبه مراسم داریم
نمیخوام برم ولی اگه نرم مامانم...
هه پس مجبورم برای چند ساعت اونا رو تحمل کنم.


♡: هوففف بلاخره رسیدیم ..چقد راه خسته کننده ای بود

بابای جیسو:آره دخترم.. حالا برید استراحت کنید واسه فردا


♡:باشه...
تا پامو تو خونه گذاشتم دویدم تو اتاق
خودمو پرت کردم رو تخت
نفهمیدم چی شد اما خواب رفتم


☆:بلاخره شب شد برم بخوابم حداقل یکم مغزم آروم شه
بهش فکر هم میکنم سرم درد میگیرههه
چطور قراره چند ساعت اون دخترای کَنه رو تحمل کن-

مامان جیمین: جیمیننن.. پاشو لنگه ظهرهه باید آماده شیم بریم

☆:یکم دیگه مامان(خواب الود)

م.ج: جیمینننن

☆: پا شدممم.. داریم میریم مراسم یکی دیگه اه هر روز یه مراسم
خسته شدم آخه به ما چه مامانم هی گیر گیر


م.ج:دارم میشنومااا

☆:باشه
دیدگاه ها (۰)

سناریو مایکی پارت ۱

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: پنجلیون: میلن بهونه نیار...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

THE DARK SHADOWS

عمارت بلک وود

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط