سناریو درخواستی
سناریو درخواستی ::
با اعضا ازدواج کردی ولی ازشون بزرگتری تو سی سالته
پارت اول
چان :: فاصله سنیتون زیاد نیست ، ولی با این حال احترام خاصی بهت میزاره چون قبل از اینکه برین تو رابطه و ازدواج کنین و کلا صمیمی بشین مدت زیادی همو میشناختین . بیشتر مواقع لوسش میکنین که باعث میشه خجالت بکشه ، اما به هیچ وجه ازش بدش نمیاد
وقتی اولین بار بهتون اعتراف کرد شما بعد از چند ثانیه مکث گفتین « چرا باید به پیشنهادت فکر کنم ؟»
چان بدبخت که گیج شده بود گفت « میزارم اسم بچمونو خودت انتخاب کنی ، به رسم بزرگتری »
مینهو ::
احترام محترام یوخدی مثل دوتا مشتی باهم رفتار میکنین . بعضی وقتا از دهنتون میپره بهش میگین داداش که خیلی ناراحت میشه ولی به روی خودش نمیاره
هرموقع تو بحث کم بیاره میگه « تو بزرگتری تو باید ببخشی » در صورتی که اون اصلا معذرت خواهیم نکرده ! در نتیجه یه کتک میخوره تموم میشه میره دوباره داداشی میشین
شما معمولا کارای خونه رو میندازین رو دوش اون و چیزایی مثل « تو جوونی انرژیت زیاده » و « من دیگه این کارا از سرم گذشته » میپرونین تا از زیر کار در برین ولی کی میتونه از لی مینهوی بزرگ فرارکنه ؟ خب بعضی موقع ها هم هست که قدرت دست اونه
چانگبین ::
اون اوایل رابطه تلاش میکرد تفاوت سنی تون رو زیاد نشون نده که جو معذبی پیش نیاد ولی شما همش میزدین تو سرش و کوچولو صداش میکردین که دیگه بیخیال شد .
اون از یه جایی به بعد نگران شده بود که شاید تا چندسال اینده زانو درد و ازین چیزا بگیرین واسه همین به زور میاوردتون باشگاه ولی خب انتطار نداشت تو شیش ماه از « گلپری » به « اوس کریم » تبدیل بشین . یه گولاخی شده بودین که نگم .
البته با همه این چیزا شما همچنان میدادین در قوطی رب چین چین رو اون باز کنه که احساس ناکافی بودن نکنه .
البته شما بعضی وقتا یهو دویاره به گلپری تغییر میکنین و خودتونو براش لوس و ناز میکنین که قطعا اون موقع ها بینی بیشتر از همیشه عاشقتون میشه
هیونجین ::
چیه ؟ فکر کردین میتونین با چند سال اختلاف سنی بانو هیونجین رو تحت کنترل دربیارین ؟ کور خوندین . کمتر از گل بهش بگین یه دراما کویین بازی ای درمیاره که نگم اصلا
البته شما بعضی وقتا از قصد کارای خونه رو اشتباه یا ناکامل انجام میدین و از زیرش در میرین و تهش خودش میاد انجام میده
اون بعضی وقتا مامان بازی درمیاره « اخم نکن چروک میشی » « چیز سنگین جا به جا نکن کمردرد میگیری » « یه لیست از غذاهای مفید برای کلیه برات اماده کردم . . . » « این کرم زد چروکو ببین . یه عالمه پولشو دادم دیگه لازمت میشه » که دلتون میخواد خفش کنین
#سناریو #اسکیز #فیکشن
با اعضا ازدواج کردی ولی ازشون بزرگتری تو سی سالته
پارت اول
چان :: فاصله سنیتون زیاد نیست ، ولی با این حال احترام خاصی بهت میزاره چون قبل از اینکه برین تو رابطه و ازدواج کنین و کلا صمیمی بشین مدت زیادی همو میشناختین . بیشتر مواقع لوسش میکنین که باعث میشه خجالت بکشه ، اما به هیچ وجه ازش بدش نمیاد
وقتی اولین بار بهتون اعتراف کرد شما بعد از چند ثانیه مکث گفتین « چرا باید به پیشنهادت فکر کنم ؟»
چان بدبخت که گیج شده بود گفت « میزارم اسم بچمونو خودت انتخاب کنی ، به رسم بزرگتری »
مینهو ::
احترام محترام یوخدی مثل دوتا مشتی باهم رفتار میکنین . بعضی وقتا از دهنتون میپره بهش میگین داداش که خیلی ناراحت میشه ولی به روی خودش نمیاره
هرموقع تو بحث کم بیاره میگه « تو بزرگتری تو باید ببخشی » در صورتی که اون اصلا معذرت خواهیم نکرده ! در نتیجه یه کتک میخوره تموم میشه میره دوباره داداشی میشین
شما معمولا کارای خونه رو میندازین رو دوش اون و چیزایی مثل « تو جوونی انرژیت زیاده » و « من دیگه این کارا از سرم گذشته » میپرونین تا از زیر کار در برین ولی کی میتونه از لی مینهوی بزرگ فرارکنه ؟ خب بعضی موقع ها هم هست که قدرت دست اونه
چانگبین ::
اون اوایل رابطه تلاش میکرد تفاوت سنی تون رو زیاد نشون نده که جو معذبی پیش نیاد ولی شما همش میزدین تو سرش و کوچولو صداش میکردین که دیگه بیخیال شد .
اون از یه جایی به بعد نگران شده بود که شاید تا چندسال اینده زانو درد و ازین چیزا بگیرین واسه همین به زور میاوردتون باشگاه ولی خب انتطار نداشت تو شیش ماه از « گلپری » به « اوس کریم » تبدیل بشین . یه گولاخی شده بودین که نگم .
البته با همه این چیزا شما همچنان میدادین در قوطی رب چین چین رو اون باز کنه که احساس ناکافی بودن نکنه .
البته شما بعضی وقتا یهو دویاره به گلپری تغییر میکنین و خودتونو براش لوس و ناز میکنین که قطعا اون موقع ها بینی بیشتر از همیشه عاشقتون میشه
هیونجین ::
چیه ؟ فکر کردین میتونین با چند سال اختلاف سنی بانو هیونجین رو تحت کنترل دربیارین ؟ کور خوندین . کمتر از گل بهش بگین یه دراما کویین بازی ای درمیاره که نگم اصلا
البته شما بعضی وقتا از قصد کارای خونه رو اشتباه یا ناکامل انجام میدین و از زیرش در میرین و تهش خودش میاد انجام میده
اون بعضی وقتا مامان بازی درمیاره « اخم نکن چروک میشی » « چیز سنگین جا به جا نکن کمردرد میگیری » « یه لیست از غذاهای مفید برای کلیه برات اماده کردم . . . » « این کرم زد چروکو ببین . یه عالمه پولشو دادم دیگه لازمت میشه » که دلتون میخواد خفش کنین
#سناریو #اسکیز #فیکشن
- ۱۰.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط