{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات یک زندانی :

خاطرات یک زندانی :


به خاطر عدم پرداخت مهریه افتادم زندان..

اونجا مجبور بودم هر روز دستشویی بشورم…

کلا نظافت اون بند با من بود..

اونجا بود که با خودم فکر کردم

اگر تو خونه همین کارا رو میکردم خب هیچوقت مهرشو نمیذاشت اجرا….


نخند پاشو دستشویی رو بشور مرررررد :|
دیدگاه ها (۴۰)

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

خاطرات یک زندانیبه خاطر عدم پرداخت مهریه افتادم زندان..اونجا...

خاطرات یک زندانیبه خاطر عدم پرداخت مهریه افتادم زندان..اونجا...

به خاطر عدم پرداخت مهریه افتادم زندان..اونجا مجبور بودم هر ر...

ازت متنفرم جئون جونگ‌ کوک ادامه¹⛓️🖤

قرار بود اتفاقاتی که بین من و حاج قاسم افتاده رازی باشه بین خودمون دوتا اما حالا که مظلومیت حاج قاسم رو می‌بینم مجبورم بعضی‌هاش رو بگم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط