فغان دارم زِ اقبالم که عمرم رفته بیهوده
فغان دارم زِ اقبالم که عمرم رفته بیهوده
تو را نازم که با غمها هنوزم نوجوان هستی
درِ میخانه ی چشمت گشودی نازنین اما
چرا بیگانه را مست و مرا مخمور خود کردی
تو را نازم که با غمها هنوزم نوجوان هستی
درِ میخانه ی چشمت گشودی نازنین اما
چرا بیگانه را مست و مرا مخمور خود کردی
- ۱.۲k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط