{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
از پرندگان مهاجر، عاشق تر است...
زنی را دیدم که زندگی برایش پرواز است...
زنی را در بیابان دیدم
در توهم
که پرواز می کرد
من زنی را دیدم در نمای پرستو...
و پرندگان مهاجری را دیدم که به سیمای زنی در آمدند...
من در توهمِ زن و پرواز و پرنده مانده ام،
که هر سه مهاجرند...
دیدگاه ها (۱)

به ما گفتند باید بازی کنیدگفتیم با کی ؟؟ گفتند با تیم دنیا!!...

ﻣﻨﻄﻖ ﻣﻦ ۳ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺍﺭﻩ :ﻳﺎ ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪﻳﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻲ ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪﻳﺎ ﺍ...

اتل متل یه مورچهقدم میزد تو کوچهاومد ی کفش ولگردپای اونو لگد...

اگر تا فردا یــــه مخاطب خاص برام پیدا شد که هیچ..!!..وگرنه ...

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط