{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ما گفتند باید بازی کنید

به ما گفتند باید بازی کنید
گفتیم با کی ؟؟

گفتند با تیم دنیا!!!
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟

سوت آغاز بازی رو زدن ،
فقط فهمیدیم خدا توی تیم ماست

بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد

ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود ،

تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :

نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن،

گفتم آخه چطوری ؟؟؟

بازم خندید و گفت : خیلی ساده ،
فقط پاس بده به من 
باقیش با من .....
پس ، 
الهی به امید تو ....
دیدگاه ها (۱۰)

ﻣﻨﻄﻖ ﻣﻦ ۳ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺍﺭﻩ :ﻳﺎ ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪﻳﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻲ ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪﻳﺎ ﺍ...

میدووونم تا پست میاد دعا میکنید من باشم خواستم بگم دعاتون مس...

...از پرندگان مهاجر، عاشق تر است...زنی را دیدم که زندگی برای...

اتل متل یه مورچهقدم میزد تو کوچهاومد ی کفش ولگردپای اونو لگد...

تاریخچه جام جهانی ( قسمت ۲۲ (آخر))بیست و دومین جام جهانی در ...

تاریخچه جام جهانی ( قسمت ۲۱ )بیست و یکمین جام جهانی در سال ۲...

همخونه اجباری.. پارت 52."ویو پارک دوین"گوشیم رو روی مبل اندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط