گم شدن در کوچه های بی کسی حقم نبود... وای این دلشوره ها ،
گم شدن در کوچه های بی کسی حقم نبود... وای این دلشوره ها ، دلواپسی حقم نبود... گفته بودم ، دوستت دارم ، نکردی باورم... بارها تفتیش کردن ، وارسی ، حقم نبود.. دامنی از گل برایت هدیه آوردم ، ولی... این چنین پر پر شدن چون اطلسی ، حقم نبود... من که تنها همنشینم ، اشک و یک آیینه بود... بی وفایی،هم نشینی با کسی ، حقم نبود... گفته بودی تا نفس ، تا آخرین دم با منی... اینکه حالا ، بعد مرگم میرسی حقم نبود...!!!
- ۷۹۰
- ۲۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط