وقتی بزرگ ترین مافیا عاشقت میشه و مجبوری عروسش و مادر بچش

وقتی بزرگ ترین مافیا عاشقت میشه و مجبوری عروسش و مادر بچش بشی

که لیا گفت ( الامت ها لیا ^ تینا+ تیهونگ - الین× جیمین ÷ شخصیت های فرعی £ مامان تیهونگ~بابا تیهونگ.)
^ زن عمو این کیه
× عزیزم این دوستمه
+سلام من لی تینا هستم
^سلام من کیم لیا هستم
÷خوب منم که نمی شناسی منم پارک جیمین هستم ته تو نمی خوای خودت رو معرفی امم ببخشید این کیم تیهونگ هستش
+خوش بختم
-*سکوت*
÷ ببخشید ته یکم حساسه
^عمو جان ببخشید ولی بابا من حساس نیست
تینا ویو
خوب از حق نگذریم مرد جذابی بود ولی بخاطر این که جواب نداد ناراحت شدم
(چشمم روشن )
خوب اره دیگه ازش خوشم اومد

پرش ساعتی ⏰
تیهونگ ویو
موقع کادو رسید
جیمین یه ویلا خرید
- خوب زن داداش موقع کادو ی منه خوب بدون ماشین نمی تونی ویلا بری که
یه ماشین براش خریدم که رنگ صورتی بود چون جیمین گفت صورتی دوست داشت و ........


خوب بچه ها خوبین ببخشید کم بود چون امتحانا شروع شده و نمی تونم فعالیت کنم و اره دیگه ببخشید 😑💔😔😇
دیدگاه ها (۲)

تولدت مبارک امیده ارمی🥳🥳🥳🥳

خرس عسلیمون مبارک باشه

بچه ها تک پارتی به دو پارتی عوض کردم

سلام دوستان من ایدی و عکس پروف هم عوض کردم عکس پروف جدید و ا...

#آرزویی_رویایی 🦋🎂پارت³ویو رسیدن:یِنا:بلخره رسیدیم...لیا:اوهو...

⁴ویو روزی ( بچه روزی دوست تینا و همخونه تینا هست و کارش آشپز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط