ادامه ی پارت
ادامه ی پارت ۱
پارت (۲)
آقا ما رفتیم دور ترین نقطه ی پارک که هیچکس نباشه ولی یه اکیپیاز بچه ها بودن
ماهم با دوستامون داشتیم عشق و حال میکردیم و چای میریختیم برای هم دیگه که یهو یکی از بچه ها که داشت چایی میریخت گفت : بچه ها شما هم یه صدایی رو شنیدین؟؟
منم گفتم: آره ... یه صدای مثل جیغ دختر بود
ترسیدیم گفتیم نکنه یکی از دوستامون که تو دستشوییه مشکلی براش پیش اومده ( اینم بگم دستشویی نزدیکمون بود) من رفتم دستشویی رو چک کردم صدا دوستم زدم گفتم چیزی شده ؟ زنده ای ؟ حالت خوبه؟؟
اونم اومد بیرون گفت خوبم بریم
آقا ما رفتیم نشستیم پیش بقیه دوستامون رو زیرانداز دیدیم از ترس دارن مثله سگ میترسن😆😬 گفتیم چیشدهههه؟؟
اونا هم گفتن یه قیافه ی ترسناکی از تو اون خونه ی نزدیکمون دیدیم ( یه خونه با در سفید رنگی تو پارک بود و با ما فاصله یکم داشت .
منو دو تا از دوستامون هم رفتیم دم در اون خونهه سه تا از دوستامون هم رو همون زیرانداز نشسته بودن حواسشون به ما بود که داریم میریم نزدیک خونه چیزیمون نشه ما هم رفتیم نزدیک خونه و دیدیم صدا های عجیب و غریبی داره میاد ( چرت و پرت نمیگممم راستهه) رفتیم رو به روی در وایسادیم دیدیم درش خونیه😃😳
پشمانمان ریخت و مثل سگ ترسیده بودیم برگشتیم رو زیرانداز و ...
پارت بعدی برو
پارت (۲)
آقا ما رفتیم دور ترین نقطه ی پارک که هیچکس نباشه ولی یه اکیپیاز بچه ها بودن
ماهم با دوستامون داشتیم عشق و حال میکردیم و چای میریختیم برای هم دیگه که یهو یکی از بچه ها که داشت چایی میریخت گفت : بچه ها شما هم یه صدایی رو شنیدین؟؟
منم گفتم: آره ... یه صدای مثل جیغ دختر بود
ترسیدیم گفتیم نکنه یکی از دوستامون که تو دستشوییه مشکلی براش پیش اومده ( اینم بگم دستشویی نزدیکمون بود) من رفتم دستشویی رو چک کردم صدا دوستم زدم گفتم چیزی شده ؟ زنده ای ؟ حالت خوبه؟؟
اونم اومد بیرون گفت خوبم بریم
آقا ما رفتیم نشستیم پیش بقیه دوستامون رو زیرانداز دیدیم از ترس دارن مثله سگ میترسن😆😬 گفتیم چیشدهههه؟؟
اونا هم گفتن یه قیافه ی ترسناکی از تو اون خونه ی نزدیکمون دیدیم ( یه خونه با در سفید رنگی تو پارک بود و با ما فاصله یکم داشت .
منو دو تا از دوستامون هم رفتیم دم در اون خونهه سه تا از دوستامون هم رو همون زیرانداز نشسته بودن حواسشون به ما بود که داریم میریم نزدیک خونه چیزیمون نشه ما هم رفتیم نزدیک خونه و دیدیم صدا های عجیب و غریبی داره میاد ( چرت و پرت نمیگممم راستهه) رفتیم رو به روی در وایسادیم دیدیم درش خونیه😃😳
پشمانمان ریخت و مثل سگ ترسیده بودیم برگشتیم رو زیرانداز و ...
پارت بعدی برو
- ۲.۸k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط