{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها پیش...

سالها پیش...
انگار همین دیروز بود دوستی داشتم از جنس آسمان ، از جنس فردا ...
با او بودم در تمام دلتنگی ها و با من بود کنار تمام دردهای عاشقانه ام
عشقی که نمیدانست به سوی اوست
در گذر روزها و بی تفاوتیها پشت شب چراغی جا گذاشتمش ! ندیدمش
سرد رد شد از من و صدای گامهایش را نشنیدم
دیریست که دلتنگم و افسوس بودنش را اما ! نمی خورم
افسوس ِ عشقی که ندانست از سالها قبل از دیدارش روییده بود
عشق من ! اینگونه که هستی نخواستمت هرگز ، سرد و خاموشی و این چنین توان دیدنت نیست
تنها بدان
تو را دارم هنوز . در کنج خاک گرفته ای از هر تپش قلبم
دیدگاه ها (۸)

سالها پیش...انگار همین دیروز بود دوستی داشتم از جنس آسمان ، ...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

#لری

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

کت شلوار برایہ دخترا ساختہ شدہ پسرا قبول کنید بہ دخترا بیشتر...

امارات خائن بعد از جنگ بلایی سرت بیاریم♨️حضور نمایندگان عربی...

♨️بانک مرکزی از عزل ۱۱ رئیس شعبه بانک خبر داد 🔹بر اساس اطلاع...

♨️روایت مک‌گورک از وعده صادق: در اتاق وضعیت احساس درماندگی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط