مافیا عاشق
مافیا عاشق
پارت ۴
ویو ات:
از بغل کوک در اومدم و به فیلم دیدنمون ادامه دادیم تا اینکه یه دست دور شکمم حلقه شد و دستمو کرفت وقتی نکاه کردم دیدم تتو داره به ۳تا پسر تو ذهنم دقت کردم که دیدم کوک
ات: کوکـــــــــــ(داد)
کوک: چیهـــــــــــــــ.(داد)
ات: هیچی
کوک:بی مزه
ات: بی خرگوش😝
کوک: چیـــــــــــــــــ بی کوک(داد)
ویو ات:
جوابشو ندادم و اونم از پشت بغلم کرد منم دستشو کرفتم کلا صورتی شده بودم من دختر خجالتی هستم دستام عرق کرده بودند بعد فیلم رفتیم پایین
م. ج: عزیزانم الان شما ها زن و شوهر هستید
همه:بله هستیم
پ. ج: خب ما میخوایم یه خونه برای خودتون بگیرید و تنها زنگی کنید
کوک: چشم برای فردا ۳عمارت میگیروم
پ. ج: افرین پسرم
ویو کوک:
همهگی رفتیم نشستیم رو صندلی منم ات رو کنار خودم نشستوندم وقتی شام میخوردیم من دسته ات رو گرفتم
فردا صبح:
ویو ات:
بلند شدمشدم رفتم حموم (اینا هم هروز میرن حموم) کار های مربوط رپ انجام دادم وقتی تو سرویس بودم فهمیدم خون داره میچکه (منحرف نباشید) وقتی نکاه به بدنم کردم چیزی نبود😝حس کردن دستم میسوزه به دستم نگاه کردم دیدم داره خون میاد زود رفتم یه پارچه برداشتم دورش پیچیدم و رفتم اتاق کوک و گفتم
ات: کوک بلند شو
کوک: چیه (خواب الود😴)
ات: دستم زخم شده ببین(تا گفتم کوک بلند شد و جدی گفت چی شده دوباره بگو)
کوک: چی شده دوباره بگو
ات: د... س.. ت... م...
کوک: دستم چی
ات: زخم شده
تا گفتم بلند شد منو تو بغلش گرفت برد بیرون به جیمین زنگ زد و گفت بیادجیمین اومد و پانسمان کرد و رفت
پارت ۴
ویو ات:
از بغل کوک در اومدم و به فیلم دیدنمون ادامه دادیم تا اینکه یه دست دور شکمم حلقه شد و دستمو کرفت وقتی نکاه کردم دیدم تتو داره به ۳تا پسر تو ذهنم دقت کردم که دیدم کوک
ات: کوکـــــــــــ(داد)
کوک: چیهـــــــــــــــ.(داد)
ات: هیچی
کوک:بی مزه
ات: بی خرگوش😝
کوک: چیـــــــــــــــــ بی کوک(داد)
ویو ات:
جوابشو ندادم و اونم از پشت بغلم کرد منم دستشو کرفتم کلا صورتی شده بودم من دختر خجالتی هستم دستام عرق کرده بودند بعد فیلم رفتیم پایین
م. ج: عزیزانم الان شما ها زن و شوهر هستید
همه:بله هستیم
پ. ج: خب ما میخوایم یه خونه برای خودتون بگیرید و تنها زنگی کنید
کوک: چشم برای فردا ۳عمارت میگیروم
پ. ج: افرین پسرم
ویو کوک:
همهگی رفتیم نشستیم رو صندلی منم ات رو کنار خودم نشستوندم وقتی شام میخوردیم من دسته ات رو گرفتم
فردا صبح:
ویو ات:
بلند شدمشدم رفتم حموم (اینا هم هروز میرن حموم) کار های مربوط رپ انجام دادم وقتی تو سرویس بودم فهمیدم خون داره میچکه (منحرف نباشید) وقتی نکاه به بدنم کردم چیزی نبود😝حس کردن دستم میسوزه به دستم نگاه کردم دیدم داره خون میاد زود رفتم یه پارچه برداشتم دورش پیچیدم و رفتم اتاق کوک و گفتم
ات: کوک بلند شو
کوک: چیه (خواب الود😴)
ات: دستم زخم شده ببین(تا گفتم کوک بلند شد و جدی گفت چی شده دوباره بگو)
کوک: چی شده دوباره بگو
ات: د... س.. ت... م...
کوک: دستم چی
ات: زخم شده
تا گفتم بلند شد منو تو بغلش گرفت برد بیرون به جیمین زنگ زد و گفت بیادجیمین اومد و پانسمان کرد و رفت
- ۲.۷k
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط