{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😓💔انگار سالها طول کشید، که دسته‌ای بوسه، از دهانش بچینم،

😓💔انگار سالها طول کشید، که دسته‌ای بوسه، از دهانش بچینم، و در گلدانی به رنگ سپید، در قلبم بکارم، اما انتظار، ارزشش را داشت، چون عاشق بودم …
دیدگاه ها (۱)

😓💔دنیا هم که مال تو باشد، تا زمانی که درون قلب یک انسان جایی...

😓💔 و من،آن چشم‌ها رادوست دارم …

😓💔ای عشق،تو را دارم ودارای جهانم …

😓💔پُلی شکسته‌ام،که تنها به محکم‌ترین پایه‌اش دل بسته …

تاناکا هیماری

ی روز در حالی که مشغول زندگی کردن بودم مثل هرروز ناگهان صدای...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط