{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانه های قدیمی را دوست دارم

خانه های قدیمی را دوست دارم
چایی همیشه دم بود
روی سماور
توی قوری.
در خانه همیشه باز بود
مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواست.
غذاها ساده و خانگی بود
بویش نیازی به هود نداشت
عطرش تا هفت خانه می رفت
کسی نان خشکه نداشت
نان برکت سفره بود.
مهمانِ ناخوانده، آب خورشت را زیاد می کرد
بوی شب بو ها و خاک نم خورده حیاط غوغا میکرد
خبری از پرده های ضخیم و مجلسی نبود، نور خورشید سهمی از خانه های قدیم بود!
دلخوری ها مشاوره نمی خواست
دوستی ها حساب و کتاب نداشت
سلام ها اینقدر معنا نداشت!
امروز می خواهم به سبک قدیم سلام بگوئیم
بی بهانه
بی توقع
بی دلیل سلام بگوئیم
امروز می خواهم به سبک قدیم دعایت کنم
الهی خیر ببینی ...
دیدگاه ها (۹)

آدم محنت کشیده، زود گریان می شودگوشه ای پژمرده و،سردرگریبان ...

خوب یاد گرفته ایم ورانداز کردن همدیگر رایک خط کش این دستمانو...

از اسب که بیوفتیاسیر سرزنش خاکخواهی شداین قانون ، آدمهاست......

انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری راروزی هزا...

بعد از رفتنش فهمیدم بعضی تجربه‌ها شبیه زخم نیستند که خوب شون...

God AUقسمت دوم«سرزمینی که خدایان در آن زندگی می‌کردند»می‌گوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط