#امگایشیرینم
#امگایشیرینم
پارت ۳
" این ینی باید با جفتت باشی
- من اصلا نمیشناسمش
! نترس پسر خوبیه
+ خب اجازه دارم با برادرت حرف بزنم یونگی
! آره
همه رفتن بیرون و منو اون پسره موندیم
- بیا اینجا بشین
+ جونگکوک چند ساله من یونگی رو میشناسم
- از دبیرستان
+ میدونم روت حساسه و وقتی من بهش گفتم که.... که ازت خوشم اومده یکم ناراحت شد ولی بیشتر خوشحال شد
- چرا
+ ازش که پرسیدم گفتش بخاطر اینکه شاید از پیشش بری ناراحت شد و از اینکه یه نفر به تو علاقه داره
- تو میدونستی من امگام
+ نه تا زمانی که خود یونگی بگه نمیدونستم میدونم بهم هیچ علاقه ای نداری ولی بهت قول میدم قول که همیشه مواظبت باشم قبولم میکنی
- باید یکم فکر کنم
+ باشه جوابشو بهم بگو منتظر جوابتم من تهیونگم
- جونگکوک دوستام کوک یا کوکی صدام میکنن
+ خوشبختم
- همچنین
تهیونگ رفت بیرون و من روی تخت دراز کشیدم درد داشتم زیاد . یونگی وارد اتاق شد و کنارم نشست
! عشق هیونگ خوبی
- نه
! چرا
- حرفای تهیونگ درگیرم کرده . چرا باید منو دوست داشته باشه
! خب نمیدونم ولی تو هر جوابی بهش بدی من از حمایت میکنم
- مرسی هیونگ
! سفره رو چیدم بیا شام بخور
- گشنم نیست
! چرا
- نمیدونم من میخوابم یکم خستم
! باشه قشنگم بخواب منم پسرا رفتن میام پیشت راستی بیا بانداژه دستت رو عوض کنم
داشتیم حرف میزدیم که گوشی یونگی زنگ خورد
- یونگی کیه
! رئیسمه
یونگی جواب داد و بعد ۲ دقیقه تماسش تموم شد و رفت بیرون
ویو تهیونگ
یونگی میز چید و رفت جونگکوک رو صدا کنه ولی بعد یه ربع با لباس مخصوص اومد
! بچهها من باید برم احضار شدم پیش جونگکوک بمونید فقط تهیونگ بیا
+ بله
! جونگکوک موقع خواب باید بغلش کنی من احتمالا امشب نیستم پیشش بخواب و بغلش کن اون شبا امکان کابوس دیدنش زیاده بعد بانداژه دستش هم عوض کن و مراقبش باش بهتون خبر میدم امیدوارم اتفاقی نیفتاده باشه
+ قول میدم مراقبش باشم
- یونگی اتفاقی افتاده
! فقط احضار شدم همین داداش کوچولو تا من برگردم بچهها پیشتن
- اوهوم زود برگرد
! چشم جناب مین جونگکوک
یونگی رفت و ماها موندیم
- بیاید غذا
" من سوکجین هستم ولی جین صدام کن
- منم جونگکوک هستم کوک صدام کن
رفتیم سر میز و شروع کردیم به غذا خوردن ولی کوک با غذاش بازی میکرد
+ کوک . جونگکوک
- بله
+ غذات رو بخور
- باشه
+ خوبی
- اوهوم
+ غذات رو که خوردی بیا کارت دارم
- چشم
غذام رو تموم کردم و رفتم تو اتاق یونگی. بعد چند دقیقه کوک اومد
- با من کار داشتی
+ بیا ببینم
اومد پیشم که بغلش کردم و حواسم بود دستم به زخمش نخوره
+ حالت خوبه بهم بگو من
- نه خوب نیست
+ میخوای دربارش حرف بزنیم
- پدرم و مادرم هم پلیس بودن یه شب دقیقا مثل یونگی بهشون هق هق زنگ زدن و گفتن بیاید ولی بعدش فقط گردنبند مامانم و ساعت بابام بیشتر نیومد خونه اگه هق هق یونگی هق
+ هیش نترس اتفاقی براش نمیفته حالا اجازه میدی بانداژه دستت رو عوض کنم
- اوهوم . چرا بوی ویسکی میاد ما که ویسکیمون تموم شده
+ رایحه منه
لباسش رو در آورد و با وسایل کمکهای اولیه اومد پیشم . منم بانداژه دستش رو باز کردم .
+ دستت درد داره
- یکم چطور
+ من وقتی دستم اینجوری شد تا دو ماه نرفتم سر کار و خیلی درد داشتم
- آخی نازی نازی نازی ( کیوت )
+ چرا نازی نازی نازی (خنده)
- داداش یونگی وقتی آسیب میدید من اینجوری نازی نازیش میکردم
+ خوش به حال یونگی
- چلا راستی میشه از توی کشوی کنار تخت بهم شکلات بدی
خم شدم و شکلات رو از توی کشو در آوردم و بهش دادم
+ بفرما . چون داداش نازی مثل تو داره
- مسی(کیوت و لوسو)بیا بریم مسواک بزنیم
+ تو برو مسواک بزن منم منتظرتم
- مگه تو دوست پسر من نیستی
+ ینی الان شما منو پذیرفتی
- اوهوم خب بیا بریم بلا من مسواک بزن (کیوت و لوس)
+ خودتو کیوت نکن
- چلا (کیوت و لوس )
+ چون بیشتر عاشقت میشما
- هیونگی نگفته وقتی هیت بشم خودمو براش لوس و کیوت میکنم تو هم که الان دوست پسرم هستی باید عادت کنی
+ باشه (خنده) من توی دبیرستان هیچ امگایی به شیرینیه تو ندیدم
- خب من یه دونه هستم
ویو کوک
+ شبیه خرگوشی
- من ؟
+ آره یه خرگوش سفیده و کوچولو
- خب مرسی تا حالا به این دقت نکرده بودم
+ چیشد کوک خجالت کشیدی چرا
- خب من کلا امگای خجالتی هستم
﷼ جونگ.... دستت
- چیزی نیس چیشده
﷼ گوشیت
گوشیم داشت زنگ میخورد. ای عفریته چکار داشت . ملت عمه دارن ماهم عمه داریم .جواب دادم
- بله
عک: سلامت کو هرزه
- کارتون
عک: جونگکوک بهش نمره بالا بده که پاس بشه
- ندم
عک: ببین چکارت میکنم راستی فردا میای خونه مامان بزرگ
- امر دیگهای. من پامو توی اون جهنم نمیزارم
بعد حرفم قطع کردم
پارت ۳
" این ینی باید با جفتت باشی
- من اصلا نمیشناسمش
! نترس پسر خوبیه
+ خب اجازه دارم با برادرت حرف بزنم یونگی
! آره
همه رفتن بیرون و منو اون پسره موندیم
- بیا اینجا بشین
+ جونگکوک چند ساله من یونگی رو میشناسم
- از دبیرستان
+ میدونم روت حساسه و وقتی من بهش گفتم که.... که ازت خوشم اومده یکم ناراحت شد ولی بیشتر خوشحال شد
- چرا
+ ازش که پرسیدم گفتش بخاطر اینکه شاید از پیشش بری ناراحت شد و از اینکه یه نفر به تو علاقه داره
- تو میدونستی من امگام
+ نه تا زمانی که خود یونگی بگه نمیدونستم میدونم بهم هیچ علاقه ای نداری ولی بهت قول میدم قول که همیشه مواظبت باشم قبولم میکنی
- باید یکم فکر کنم
+ باشه جوابشو بهم بگو منتظر جوابتم من تهیونگم
- جونگکوک دوستام کوک یا کوکی صدام میکنن
+ خوشبختم
- همچنین
تهیونگ رفت بیرون و من روی تخت دراز کشیدم درد داشتم زیاد . یونگی وارد اتاق شد و کنارم نشست
! عشق هیونگ خوبی
- نه
! چرا
- حرفای تهیونگ درگیرم کرده . چرا باید منو دوست داشته باشه
! خب نمیدونم ولی تو هر جوابی بهش بدی من از حمایت میکنم
- مرسی هیونگ
! سفره رو چیدم بیا شام بخور
- گشنم نیست
! چرا
- نمیدونم من میخوابم یکم خستم
! باشه قشنگم بخواب منم پسرا رفتن میام پیشت راستی بیا بانداژه دستت رو عوض کنم
داشتیم حرف میزدیم که گوشی یونگی زنگ خورد
- یونگی کیه
! رئیسمه
یونگی جواب داد و بعد ۲ دقیقه تماسش تموم شد و رفت بیرون
ویو تهیونگ
یونگی میز چید و رفت جونگکوک رو صدا کنه ولی بعد یه ربع با لباس مخصوص اومد
! بچهها من باید برم احضار شدم پیش جونگکوک بمونید فقط تهیونگ بیا
+ بله
! جونگکوک موقع خواب باید بغلش کنی من احتمالا امشب نیستم پیشش بخواب و بغلش کن اون شبا امکان کابوس دیدنش زیاده بعد بانداژه دستش هم عوض کن و مراقبش باش بهتون خبر میدم امیدوارم اتفاقی نیفتاده باشه
+ قول میدم مراقبش باشم
- یونگی اتفاقی افتاده
! فقط احضار شدم همین داداش کوچولو تا من برگردم بچهها پیشتن
- اوهوم زود برگرد
! چشم جناب مین جونگکوک
یونگی رفت و ماها موندیم
- بیاید غذا
" من سوکجین هستم ولی جین صدام کن
- منم جونگکوک هستم کوک صدام کن
رفتیم سر میز و شروع کردیم به غذا خوردن ولی کوک با غذاش بازی میکرد
+ کوک . جونگکوک
- بله
+ غذات رو بخور
- باشه
+ خوبی
- اوهوم
+ غذات رو که خوردی بیا کارت دارم
- چشم
غذام رو تموم کردم و رفتم تو اتاق یونگی. بعد چند دقیقه کوک اومد
- با من کار داشتی
+ بیا ببینم
اومد پیشم که بغلش کردم و حواسم بود دستم به زخمش نخوره
+ حالت خوبه بهم بگو من
- نه خوب نیست
+ میخوای دربارش حرف بزنیم
- پدرم و مادرم هم پلیس بودن یه شب دقیقا مثل یونگی بهشون هق هق زنگ زدن و گفتن بیاید ولی بعدش فقط گردنبند مامانم و ساعت بابام بیشتر نیومد خونه اگه هق هق یونگی هق
+ هیش نترس اتفاقی براش نمیفته حالا اجازه میدی بانداژه دستت رو عوض کنم
- اوهوم . چرا بوی ویسکی میاد ما که ویسکیمون تموم شده
+ رایحه منه
لباسش رو در آورد و با وسایل کمکهای اولیه اومد پیشم . منم بانداژه دستش رو باز کردم .
+ دستت درد داره
- یکم چطور
+ من وقتی دستم اینجوری شد تا دو ماه نرفتم سر کار و خیلی درد داشتم
- آخی نازی نازی نازی ( کیوت )
+ چرا نازی نازی نازی (خنده)
- داداش یونگی وقتی آسیب میدید من اینجوری نازی نازیش میکردم
+ خوش به حال یونگی
- چلا راستی میشه از توی کشوی کنار تخت بهم شکلات بدی
خم شدم و شکلات رو از توی کشو در آوردم و بهش دادم
+ بفرما . چون داداش نازی مثل تو داره
- مسی(کیوت و لوسو)بیا بریم مسواک بزنیم
+ تو برو مسواک بزن منم منتظرتم
- مگه تو دوست پسر من نیستی
+ ینی الان شما منو پذیرفتی
- اوهوم خب بیا بریم بلا من مسواک بزن (کیوت و لوس)
+ خودتو کیوت نکن
- چلا (کیوت و لوس )
+ چون بیشتر عاشقت میشما
- هیونگی نگفته وقتی هیت بشم خودمو براش لوس و کیوت میکنم تو هم که الان دوست پسرم هستی باید عادت کنی
+ باشه (خنده) من توی دبیرستان هیچ امگایی به شیرینیه تو ندیدم
- خب من یه دونه هستم
ویو کوک
+ شبیه خرگوشی
- من ؟
+ آره یه خرگوش سفیده و کوچولو
- خب مرسی تا حالا به این دقت نکرده بودم
+ چیشد کوک خجالت کشیدی چرا
- خب من کلا امگای خجالتی هستم
﷼ جونگ.... دستت
- چیزی نیس چیشده
﷼ گوشیت
گوشیم داشت زنگ میخورد. ای عفریته چکار داشت . ملت عمه دارن ماهم عمه داریم .جواب دادم
- بله
عک: سلامت کو هرزه
- کارتون
عک: جونگکوک بهش نمره بالا بده که پاس بشه
- ندم
عک: ببین چکارت میکنم راستی فردا میای خونه مامان بزرگ
- امر دیگهای. من پامو توی اون جهنم نمیزارم
بعد حرفم قطع کردم
- ۱۵۱
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط