{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#امگای‌شیرینم

#امگای‌شیرینم
پارت ۴
+ چیشده کوکی
- هیچی ( بغض)
+ نمیخوای بگی کوک
- خب عمم بود میگه باید فردا برم عمارتی که از جهنم بدتره
+ خب نرو چی میشه
- منو مقصر میدونن و اینکه بابام ازشون فاصله گرفت چون از مافیاها بدش میاد و پلیس شد الانم احتمالا قراره برام برنامه ازدواج بچینن چون فک میکنن من مثل پدربزرگم یه بتا میباشم و بدون در نظر گرفتن جفتم قراره ازدواج کنم
+ گفتی مافیان
- آره
+ یونگی گفته بود که چه اتفاقی افتاده بود ولی تو چرا ازشون هراسانی
- من وقتی پیششون بودم هر روز میزدنم
صدای زنگ در اومد . گاپشنمو برداشتم که و رفتم دم در تهیونگ هم باهام اومد . مردی قد بلند و سیاه پوش پشت در بود
مرده۱: مین جونگ‌کوک
- بله خودمم
مرده۲: شما باید با ما بیاید
- میشه بگید کی هستید
مرده۱: مامور پلیس
تهونگ پیشم بود . نگاهم افتاد به تفنگ دستش از توی خلاص درش آورده بود
- میتونم لباسمو عوض کنم
مرده۲: سریع فقط
درو بستم و دست تهیونگ رو کشیدم بالا
- سوکجین
" بله چیشده چرا اینشکلی شدی
- کمکم کنید اومدن دنبالم
+ اونا کی بودن
- افراد هق مادربزرگم هق هق
" وایسا الان اسلحم رو میارم.
﷼ چیشده
- جیمین هق هق
صدای در اومد
+ اومد داخل جین
" کوک جیمین بامن بیاید
- ته هق تهیونگ
+ برو من چیزیم نمیشه میام پیشت
- اوهوم
چشام تار میدید جین مارو برد سمت اتاقی که یونگی بهش داده
" همین جا بمونید و جایی نرید مخصوصا پنجره
-﷼ اوهوم
خیلی ترسیده بودم که صدای شلیک اومد جیمین منو بغل کرد
﷼ کوک اروم باش اتفاقی نیوفتاده
در اتاق باز شد و تهیونگ و جین اومدن داخل . تهیونگ سریع بغلم کرد که صدای آژیر پلیس اومد
+ کوکی کوچولوی من حالت خوبه
- من خوبم دستت چی شده (بغض)
که پلیسا اومدن داخل خونه و دونفر وارد اتاق شدن
پ۱: قربان حالتون خوبه
+ من خوبم
- بیا بریم دستتو پانسمان کنم( بغض)
+ بریم قشنگم بریم
رفتیم توی اتاق و لباس تهیونگ رو در آوردم و با پنس یکم پنبه بتادینی کردم و روی زخم تهیونگ کشیدم روی زخمش
- زخمت عمیق نیست ولی باید ازش مراقبت کنیا
+ نمیشه شما مراقبت کنید
- نمیدونم
صدای در اتاق بلند شد
- کیه
(علامت نامجون ^)
^جناب کیم اینجان
- بله
^ میتونم نگاهی به دستشون بندازم
+ بفرمایید
نشستم پیش تهیونگ و دستشو گرفتم
^ سلام جناب کیم با اجازتون میتونم نگاهی به زخمتون بندازم
- بفرمایید
دست تهیونگ رو سفت گ فته بودم چرا استرس دارم
- تهیونگ هر چقدر دردت اومد دست منو فشار بده باشه عزیزم
ویو تهیونگ
با اون عزیزم هزارتا قند تو دلم آب شد
^ جناب کیم زخمتون باید بخیه بخوره
+ چرا
^ خب زخم زیاد عمیق نیست ولی نزدیک رگ دستتونه
+ همینجا میتونی بخیه بزنی
^ بله فقط باید دراز بکشید
دراز کشیدم و کوک داشت با بغض نگام می‌کرد
+ عزیزم چیزی نیست باشه دیگه بغضتو نبینم
- درد میکه دستت
+ نه تا زمانی که فرشته کوچولوی من اینجا پیشم نشسته چه دردی . دستم که خوب شد میریم بیرون با یونگی و جیمین و جین باهم خوش میگذرونیم باشه
- اوهوم
^ خب دستتون رو سر کردم دیگه تکون نخورید جناب کیم
- میتونم بغلش کنم
^ حتما
جونگ‌کوک بغلم کرد و روی دستم خوابید و بوسه ای روی گونم زد. بعد نیم ساعت بالاخره تموم شد.
^ جناب کیم ۱ماه استراحت نیاز دارید و چیز سنگین بلند نکنین
+ بله فقط به رئیسم گزارش میدید
^ بله
- ته بخوابیم
+ آره قشنگم بخوابیم
جونگ‌کوک رو بغل کردم و خوابیدیم .
صبح ویو کوک
صبح بیدار شدم مثل همیشه . تهیونگ خوابیده بود واییییییییییی خدا چقدر نازه این پسر نه نه من نباید جونشو به خطر بندازم اصلا مهم نیست من عاشقش میشم به هر حال اون جفتمه ولی امروز رو چکار کنم
+ سلام صبح بخیر خوب خوابیدی
- سلام اره ممنون دستت بهتره
+ آره عصر میری خونه مادربزرگت
- نمیدونم اول میخوام خطم رو عوض کنم
و....
دیدگاه ها (۰)

#امگای‌شیرینم پارت ۴ + باشه باهات بیام - نه زحمتت میشه + چه...

#امگای‌شیرینم پارت ۵رفتم حاضر شدم و رفتم بیرون - تهیونگ مواظ...

#امگای‌شیرینم پارت ۳" این ینی باید با جفتت باشی - من اصلا نم...

#امگای‌شیرینم پارت ۲- جیمین بیا پیشم بشین کارت دارم ٪ جانم ج...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۳ معلم و مدیر اومدن مدیر گفت وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط