{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آدمهای سرد را دوست دارم،

من آدمهای سرد را دوست دارم،
مثل ِ نفس کشیدن بعد از یک آدامس اکالیپتوس...تلخِ تلخ. نوعی ترکیب ِ عطر و قهوه همیشه دستشان را در جیب هایشان می گذارند، همیشه یک جور قهوه سفارش می دهند...از قبل همه چیز پیش بینی شده است، حتی ظرافت حرکت ِدست هایش دور ِ فنجان.حتی تُن صدایش وقتی نام ِ تو را می برد یا نام دوستش را .


من آدمهای سرد را دوست دارم، جوری رفتار می کنندکه انگار این آخرین فرصت دوست داشتن است. آغاز ندارند . همیشه میانه ی راهند...کلمات شیرین به کار نمی برند و برای "عزیزم"هایشان حساب وکتاب دارند. همانها که این عزیزم ها تکه کلامشان نیست؛ همان ها که وقتی دلگیری یک لیوان چای کنارت مینوشند و سکوت را، "دستهایت"را.. می فهمند..


من آدمهای سرد را دوست دارم
با طعم یک آهنگ فرانسوی
دیدگاه ها (۱۲)

دلگیر نشو وقتی حضور داری آنقدر آرامش دارم آنقدر از بودنت جان...

انقدر دوستت دارم نگفتهروی لبهایت داری...که شک نکن امروز،وقتی...

سالها بعد وقتی دیگر سروسامان گرفته ای،وقتی همسرِ یک زن و پدر...

من چه میدانستم خیاطی برای یک زن انقدر واجب است!یک زن باید خی...

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

اهم تیکه ای از داستانم

پارت ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط