انقدر دوستت دارم نگفته
انقدر دوستت دارم نگفته
روی لبهایت داری...
که شک نکن امروز،
وقتی از میان عطر قهوه تماشایت میکنم
خواهم پرسید:
نفس جان
این لبها روی صورتت سنگینی نمی کنند؟
نگرانم ها...
این بار هر چه بگویی دیگر مهم نیست
اصلا اجازه بدهی،ندهی
کسی باشد،نباشد
من برشان میدارم و با خودم میبرم به خیال...!
تا دوستت دارم های نشنیده ام را بشنوم!
راستی
جایت هم خالی...!
روی لبهایت داری...
که شک نکن امروز،
وقتی از میان عطر قهوه تماشایت میکنم
خواهم پرسید:
نفس جان
این لبها روی صورتت سنگینی نمی کنند؟
نگرانم ها...
این بار هر چه بگویی دیگر مهم نیست
اصلا اجازه بدهی،ندهی
کسی باشد،نباشد
من برشان میدارم و با خودم میبرم به خیال...!
تا دوستت دارم های نشنیده ام را بشنوم!
راستی
جایت هم خالی...!
- ۸۴۶
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط