در آغوشم بگیر
در آغوشم بگیر
آن چنان خسته ام
که حتی افقهای نگاهم نیز گم می شود
در این هوای دلگیر
مرا محکم بفشار
برای زندگی تهی از هیجانم لازم است یک فشار
به من ببخش نوازش یک دست را
با تصنیف دوستت دارم لبهای شیرینت
و مرا نوازش بده در این ایام
با یاد دلنشینت
بگذار من نیز
انگشت خود را روی لبهای تو بگذارم
تا دریابی چه قدر دوستت دارم.
آن چنان خسته ام
که حتی افقهای نگاهم نیز گم می شود
در این هوای دلگیر
مرا محکم بفشار
برای زندگی تهی از هیجانم لازم است یک فشار
به من ببخش نوازش یک دست را
با تصنیف دوستت دارم لبهای شیرینت
و مرا نوازش بده در این ایام
با یاد دلنشینت
بگذار من نیز
انگشت خود را روی لبهای تو بگذارم
تا دریابی چه قدر دوستت دارم.
- ۱.۱k
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط