{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی

گاهی
دلم می خواهد
بگذارم بروم 
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم...
گاهی واقعا خیال می کنم 
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام ...!
روزاش به سختی میگذشت ...
چه شبایی که از سردرد خوابش نمیبرد .
چه روزایی رو که تو کنج خونه مینشست و زانوی غم بغل میگرفت .
چه روزایی که هر چی پای منطقشو وسط میکشید بازم کم میاورد .
چه شبایی که دلش ی لحظه نوازشش رو میخواست و اون نبود.
چه روزایی که ...
وقتی حالش بد بود نمیتونست از خونه بزنه بیرون چون ...
دختر بود.
وقتی از دوریش رنج میکشید نمیتونست ی پاکت سیگار دستش بگیره و هی دود کنه چون...
دختر بود .
وقتی عصبی بود نمیتونست صداشو بالا ببره و عربده بکشه چون...
دختر بود .
وقتی با یکی عشقشو دید ،نمیتونست اونو برگردونه حتی به زور چون ...
دختر بود.
تنها ی گوشه کز میکرد و هی اشک میریخت و آهنگ مورد علاقش میشد....

همدم شباش .
دیدگاه ها (۷)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱" در آغوش رویای آبی ات " ...

سناریو توکیو ریونجرز

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۴د. ۲ : نهایتا دورو...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

❤ ❤ ❤ حریم عشق ❤ ❤ ❤ همه ی دنیام تنهام گذاشتی سادهندیدی یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط